الفيض الكاشاني

18

كليات فيض كاشانى ( كليات ملا محمد محسن فيض كاشانى ) ( ديوان فيض كاشانى )

به‌طورىكه گذشت فيض پس از استفاده از سيد ماجد و تحصيل اجازه او وى باز هم باصفهان مراجعت نمود و به زيارت شيخ بهاء الدين عاملى نائل شد و از وى استفاده علم حديث كرد و نيز اجازه روايت گرفت و به كاشان موطن اصلى مراجعت كرد درين هنگام خبر ورود ملا صدرا را به قم شنيد و به‌طورىكه در آغاز آمده هشت سال در محضر وى بود و در پايان بشرف دامادى وى مشرف شده و با او مصاحبت شبانه‌روزى داشت و از اين سعادت عظمى بهره‌بردارى كامل نمود ، فيض در تمام رشته‌هاى علمى روزگار خويش از فقه ، اصول فقه ، حديث ، تفسير ، فلسفه و كلام و متفرعات آن و علوم ادبى پارسى و تازى استاد مسلم و صاحب‌نظر بود و در شعر پارسى و تازى متوسط بود به‌آنكه طبعى سرشار از لطف و ذوق داشت امّا آنچه بنظرش مىرسيد با همان زبان محاورات بقلم مىآورد از اين قرار است كه اشعار فيض بقول خودش متكلّف نيست و گاهى هم خالى از مسامحات نمىباشد ليكن غزليّات و مناجاتهاى او سرشار از ذوق شاعرانه و متبلور از عقايد عرفانى است وى در پاسخ نامهء منظوم دوستى متكلّف ساده‌گوئى و ساده‌نويسى خود را چنين مىنگارد : نامه بنويسم اگر نامه من اهل بود * هر چه خواهد دل ياران بر ما سهل بود نامه حاجت نبود در دل اگر غشّى نيست * كار سهل است دلا ، يار اگر اهل بود راست خواهى بتكلّف نتوان نامه نوشت * هر چه آيد به زبان قلم آن سهل بود گر تكلّف ز ميان من و تو برخيزد * مىنويسيم به يكديگر تا سهل بود حتى درين شعر نيز تكرار قافيه را ناديده گرفته و حقيقتا هيچ‌گاه معنا را فداى لفظ نكرده و هر چه به زبان قلمش آمده آن را مرقوم داشته است ولى در لابلاى غزلهايش ابيات بسيار لطيفى ديده مىشود امّا كلمات و عبارات فقهى و اشارات قرآنى و روايات نبوى ( ص ) فراوان در اشعار او ديده مىشود زيرا پيش از آنكه فيض شاعر باشد فقيه و محدّث و مفسّر است و شعر را بايد فرع علوم وى دانست كه به تبعيّت از شيوخ خود بدان روى آورده است زيرا مىدانيم ملا محمد باقر داماد حسينى ، ملا صدرا و بالاخص شيخ بهاء الدين محمد عاملى و سيد ماجد بحرانى در زمرهء عالمانى هستند كه شعر هم نيكو سروده‌اند .